امین طلاچیان : عکس های امروز از عمق برخوردار نیستند/ عکاسی استودیویی شده است

[ad_1]

منبع: خبرگزاری مهر –

امین طلاچیان عکاس معتقد است پیش از این خلاقیت در کارها بهتر بود و امروز کارها از عمقی که باید برخوردار نیستند. عکاسی مانند نقاشی نیست که کسی برود در آتلیه اش بنشیند و از هیچ اثری خلق کند.
به گزارش خبرنگار مهر، نمایشگاه عکس های امین طلاچیان با موضوع عکاسی از بخشی از قبرهای بهشت زهرا (س) از روز جمعه در گالری «اُ» برگزار شده است. در این نمایشگاه امین طلاچیان با تکنیک عکاسی دیجیتال آثار خود را در معرض دید علاقه مندان به رشته هنر و عکاسی قرار داده است.

طلاچیان درباره عکاسی از قبرها به خبرنگار مهر گفت: این یک پروژه چند ساله است و از سال ۹۰ تا ۹۶ روی آن کار کردم و در نمایشگاه ۱۸ اثر ۱۰۰ در ۷۰ را به نمایش گذاشتم که از هر کدام چهار نسخه ارائه می دهم.

وی ادامه داد: فضای گالری «اُ» به دلیل اینکه در سه طبقه قرار دارد و کف آن بتونی است و حس قبرستان را تداعی می کند برای نمایش این عکس ها بسیار مناسب بود. من این عکس ها را از بخشی از بهشت زهرا (س) گرفتم که تقریبا متروکه ترین بخش آن است.

طلاچیان درباره عکاسی از سنگ قبرها نیز بیان کرد: من در نمایشگاه قبلی هم پرتره هایی از زیر آب را به نمایش گذاشتم از آدم هایی که گویی در حال خفگی بودند و در وضعیت تحت فشاری قرار داشتند. در یکی دیگر از نمایشگاه هایم نیز عکس هایی از کشتارگاه را به نمایش گذاشتم. نمایشگاه «شبانه ها» نیز درباره سیاهی ها و تاریکی ها بود، در واقع تم آثار من در ادامه هم قرار دارند و انگار یکدیگر را تکمیل می کنند.

وی درباره نمایش عکس در گالری ها نیز اظهار کرد: در حال حاضر فضای گالری ها به گونه ای شده که بیشتر کارها دکوراتیو است. به گمانم ما در کنار نگاه دکوراتیو و یا نگاه شاد در عکس ها باید نگاهی به اتفاقاتی که در اطراف مان رخ می دهد و بخش تلخ جامعه است داشته باشیم. ضمن اینکه تا وقتی تاریکی نباشد روشنایی معنا پیدا نمی کند.

این عکاس ادامه داد: ما در منطقه ای زندگی می کنیم که اتفاقات تلخ پیرامون مان زیاد رخ می دهد، برای همین عکس های اثرگذاری که از این منطقه در جشنواره های معتبر دنیا هم می بینید از عراق و سوریه و جنگ در منطقه است.

طلاچیان بیان کرد: در کشور ما چون تا حدودی عکاسی در خیابان ممنوع شده است عکاسی مستند را تحت تاثیر قرار داده است. برای همین بیشتر عکاسان به سمت عکس های استودیویی و زیرزمینی رفته اند برای همین نمی توان مشخص کرد آیا این روند خوبی در عکاسی ما است یا نه، مسیری است که باید تاریخ مشخص کند که آیا ما را به عقب برده است یا باعث پیشرفتمان در عکاسی شده است. ولی به گمانم پیش از این خلاقیت در کارها بهتر بود و امروز کارها از عمقی که باید برخوردار نیستند. عکاسی مانند نقاشی نیست که کسی برود در آتلیه اش بنشیند و از هیچ اثری خلق کند. عکاسی بیشتر انتخاب یک موقعیت است.

آزاده سهرابی

[ad_2]

لینک منبع

کیارنگ علایی : برای اصفهانی ها از عکاسی گفتم/ چالش توسعه عکس های خانگی

[ad_1]

منبع: خبرگزاری مهر –
کیارنگ علایی عکاس و مدرس دانشگاه معتقد است امروز بیش از هر زمانی شاهد توسعه عکس های خانگی هستیم و در چنین فضایی گفتمان عکاسی در فضاهای علمی کمک می کند با تامل بیشتری وارد این فضا شویم.


کیارنگ علایی عکاس، نویسنده و مدرس دانشگاه درباره فعالیت های اخیر خود به خبرنگار مهر گفت: یکی از جدیدترین و جالب ترین فعالیت هایم که همین چند روز گذشته رخ داد همکاری ای بود که با کانون عکس انجمن سینمای جوانان اصفهان داشتم و مستر کلاسی سه ساعته برای هنرجویان و علاقمندان عکاسی در این شهر برگزار شد. موضوع کارگاه هم «ایده در عکاسی و مسیر اجرای ایده در پروژه های عکاسی» بود؛ ایده یابی و تبدیل ایده به اجرا یکی از اصلی ترین مواردی است که یک عکاس باید در آن به پختگی برسد. در این کارگاه حدود ۲۰۰ نفر شرکت کردند که برای خود من این استقبال هیجان انگیز بود.

وی درباره این کارگاه و موارد مطرح شده در آن بیان کرد: در ابتدا درباره به موضوع تغییر معیارهای ارزشگذاری عکس اشاره کردم و به محیط اینستاگرام که به نوعی برای ارائه عکس در خدمت توده های مردم است و موجب توسعه نوعی عکاسی کم عمق و تفکر گریز شده است تاکید کردم. فضای اینستاگرام در واقع اصرار دارد مخاطب انبوه را در یک قالب فرو ببرد و از مخاطبان انبوهش آدم های شبیه هم بسازد.

علایی ادامه داد: امروز بیش از همیشه شاهد توسعه عکس های خانگی هستیم. گویی جایی مهم تر از خانه برای انتقال مفاهیم ذهنی وجود ندارد و اغلب عکاسان مفاهیم خود را در قالب روابط پدر و مادر، روابط اعضای خانواده، روابط میان اشیاء در خانه دنبال می کنند و به این دلیل ما شاهد تکثر عکس هایی از پنجره، رف، گلدان، اشیای چیده مان شده روی میز و روزمره گی هایی هستیم که پیش از این کمتر وجاهت عکاسی شدن داشتند. یا حریم های خصوصی ای که فضای جدید عکاسی اجازه داده بی پروا مطرح شوند و فاصله ای میان مکنونات ما و چشمان تماشاگر باقی نماند. در چنین فضایی که معیارهای ارزشگذاری در حال تغییر شتابناک هستند هرگونه گفتمان عکاسی در فضاهای علمی کمک می کند با تامل بیشتری وارد این فضای جدید شویم.

وی گفت: من در این کارگاه به این نکته اشاره کردم که عکاسی رسانه ای بازنما است که توامان خواص عینی گرایی/ ذهنی گرایی را در خود دارد. اگر بارت معتقد بود که عکس ها به دلیل سند بودن شان از یک رویداد، خاصیتی ابژکتیو دارند، بنیامین اما معتقد بود که دوربین سوژه را از حالت طبیعی خود به وضعیتی آرمانی تغییر شکل می دهد و این آغاز سوبژکتیویتی است. اگر در دوره ای راست نمایی به عنوان خصیصه بلامنازع عکاسی قلمداد می شد و هرگونه فاصله گیری از واقعیت تکفیر می شد، چنانکه عکاسی مثل رابینسون در میانه قرن نوزدهم با آن همه خلاقیت و روش منحصر به فردش در تلفیق عکس ها مورد بی اعتنایی مخاطب قرار می گرفت و در نهایت از اینکه تکنیک خود را توضیح داده بود پشیمان بود، امروز اما عکاسی ارزش های دیرین خود را که در اوج و فرود دوران مدرن به دست آورده بود، مورد سخره قرار می دهد و در پی بنا کردن واقعیتی بدیل است که در آن ذهنیات شخصی عکاس به مخاطب القا شود و یک بازی راه بیفتد که در آن روابط زبان شناختی و نشانه شناسی بتوانند ایفای نقش کنند. شرکت در این بازی منجر می شود شیوه های جدید ارتباط برای انسان کشف شود و ما سازش بیشتری با مسائل دنیای جدید پیدا کنیم.

علایی درباره چگونگی طرح ایده در این کارگاه نیز بیان کرد: برای من طرح این مسأله مهم بود که بگویم ایده با سه عنصر خلاقیت، تفکر و خیال در ارتباط است، خلاقیت ارتباط میان اجزای متن است، تفکر عملی ذهنی است برای دستیابی به راه مطلوب در حل یک مساله و خیال همان عکس است، تصور است، تصویر است که در ذهن متبادر می شود. ایده منجر به بسط تفکر عکاس نسبت به واقعیت می شود تا آن را به امری برسازه تبدیل کند. واقعیت پیرامون ما محصول و ساخته قراردادهای اجتماعی است و ایده کمک می کند از طریق زبان بتوانیم واقعیت های متفاوتی را که در بیرون وجود ندارند، بنا کنیم و اتوپیای انسانی را بر چاه های عمیقی که انسان امروز در آن افتاده بنا کنیم.

این مدرس دانشگاه ادامه داد: من در کارگاه تاکید کردم که توانایی دیگر ایده ها ایجاد روایت است، تم در یک اثر هنری استخراجی است و کشف اش از متن اثر، لذت مخاطب را دوچندان می کند. اگر در بازگویی واقعه بر عنصر تخیل تکیه کنیم و تفسیر خود را نیز وارد متن کنیم، آن گاه تم متبادر می شود و خود را از گزارش صرف واقعیت جدا می سازد. تم بر سه عنصر انگیزه، تصمیم و نتیجه گیری استوار است، برای ایده پردازی باید ابتدا ایده های مان را ارزشیابی کنیم، باید علائق و جهت گیری های نهفته در ایده مان را راستی آزمایی کنیم که آیا واقعا ما از جنس این ایده هستیم؟ و بیان آن ها از طریق ما صادقانه است؟ اگر چنین بود، آن گاه بهتر است ایده ها را استوری برد کنیم، به دیوار اتاق مان بچسبانیم و در هفته های متوالی واکنش احساسی خودمان را نسبت به این نقاشی ها محک بزنیم. همچنین ایده مستلزم پژوهش است تا پشتوانه داشته باشد، برای یافتن ایده همیشه نیاز نیست به دنبال آن بگردیم. گاهی این ایده ها هستند که به دنبال ما می گردند، ما را پیدا می کنند و از ما مصرانه می خواهند تا ما آن ها را بیان کنیم. بهتر است ذهن مان را روی هستی باز کنیم تا پذیرای ایده های مختلف باشد.

وی در پاسخ به این پرسش که تاثیر برپایی کارگاه ها توسط عکاسان حرفه ای در شهرستان ها را چگونه می بینید، گفت: برگزاری این مستر کلاس ها به روشن سازی مفاهیم عکاسی کمک می کند و فاصله میان عکاسان آماتور و حرفه ای را کم می کند تا از دل این صمیمیت، بتوانیم صداهای مختلف جامعه عکاسی را بشنویم و وجوه مختلف گفتمان عکاسی را مورد مداقه قرار دهیم. عموما در حاشیه این مسترکلاس ها انبوهی عکس از عکاسان شهرستانی می بینم که چه قدر بی ادعا و با امکانات کم، دست به تولید مجموعه های خوب زده اند، مجموعه هایی که به راحتی می تواند بر دیوار گالری های مهم تهران نمایش داده شود.

در حاشیه این مستر کلاس جدیدترین ترجمه کیارنگ علایی با عنوان «نمادها و نشانه ها» منتشر شده توسط نشر پرگار عرضه شد.

آزاده سهرابی

[ad_2]

لینک منبع

علی جمشیدی : روزمرگی در بحران هنری

[ad_1]


علی جمشیدی : روزمرگی در بحران هنری

منبع: روزنامه شرق –

روزمرگی در بحران هنریاگرچه تلاش مارکت سازان هنری در بالا بردن عجیب قیمت آثار هنرمندان معاصر کشور موفق بوده؛ هنرمندانی که عده زیادی از ایشان در قید حیات نیستند و هرگز در زمان حیات، طعم موفقیت مادی هنرشان را نچشیدند و دسته دوم هنرمندانی که همگی در سنینی حدود 70 و80 به نتیجه اقتصادی رسیده اند که شاید این نتیجه دیگر برایشان آنچنان جذاب نیست. البته ناگفته نماند که اصنافی هم در این بین احیا شده اند از قبیل قابساز، بوم ساز، رنگ فروش و مرمت کار که توانسته اند از این نمد کلاهی برای خود تهیه کنند.
اما نکته مهم و نادیده گرفته شده اینجاست که چرا چنین هنرمندانی در طول زندگی و فعالیت شان که عمدتا 60 ، 70 و 80 سال می باشد اینطور دیده نشده اند.
آیا جامعه سواد و شناخت برای شناسایی آنها نداشته؟
مارکت سازان و مارکت سازی وجود نداشته؟
تعداد گالریها اندک بوده؟ شرایط اقتصادی نامناسب بوده؟
در واقع اگر همه این دلایل باشد و دلایل دیگر هم،
باید به این نکته توجه کنیم که در جوامع پیشرفته، هدایت سرمایه های خصوصی به همراه مدیریت سازماندهی شده دولتی هماهنگ است و برنامه ریزان اقتصادی هر کشور اهداف و برنامه مشخصی برای رشد اقتصاد هنر طراحی می کنند. در نتیجه سرمایه های آزاد در جهت این اهداف و در بستری مناسب شروع به فعالیت می کنند. نتیجه آن می شود که به موازات فعالیتهای آرت فرها و اکسپوهای موفق و تاثیرگذار و هزاران برنامه جمعی که هنرمندان تازه وارد را جذب و حمایت می کنند، حراجی های آثار هنری نیز به فعالیت مشغولند
حال آنکه هیچ برنامه هماهنگ شده مدون و طراحی شده توسط مدیران و برنامه ریزان فرهنگی کشورمان وجود ندارد.
مدتهاست که هیچ اکسپویی در کشور برگزار نشده. اگر هم برگزار میشده خیلی ضعیف و با امکانات کم و فاقد مدیریت.
بینالها تعطیل اند. این در حالی است که سالنهای دولتی وفرهنگسراها بدون برنامه و مدیریت در حال خاک خوردن است.بدنبال آن سرمایه های آزاد و سرگردان متوجه فعالیت مارکت سازان خصوصی می شوند و ناگهان آثار هنری رشد عجیب و غریب و یک شبه بخود می گیرند. اگر بپذیریم اثر هنری میتواند یک کالای قابل خرید وفروش آنهم با قیمت بالا باشد، چرا به شرایط تولید و تولید کنندگان این کالا که هنرمندان هستند بی توجهی میشود.
این عدم مدیریت سرمایه و برنامه ریزی کلان هنری بحرانی را نتیجه ساز شده که ما در آن بسر می بریم.
از طرفی، گالری های هنری که مجوز فعالیت در حوزه هنرهای تجسمی و کشف هنرمندان را دارند اکثرشان به موجی سوارند که مارکت سازان به وجود آورده اند. بیشترشان به هنرمندان معروف و صاحب نام می پردازند. درب اکثر گالری های به روی هنرمندان جوان و گمنام بسته است.
گویی که اقتصاد هنر یعنی اینکه عده ای آثارشان با قیمت های آنچنانی بفروش برسد و مابقی تماشاچیان این معرکه باشند.
خیل عظیمی از هنرمندان در نتیجه این بحران، هیچ شانسی برای ارایه آثارشان ندارند.
هنرمندان جوان، پویا، خوش ذوق و پرتلاش کشورمان با وجود این شرایط نامناسب سخت اجتماعی و اقتصادی، آثارشان را خلق می کنند. آن هم با کمترین امکانات و گرانی لوازم وکلی محدودیت. نه جایی برای نمایش و ارایه آثارشان وجود دارد و نه کسی خریدار کارهایشان است. این اقتصاد هنر بیشتر شبیه فاجعه هنری است.
زمانی که میدان های فعالیت هنری اعم از موزه ها و فرهنگسراها و گالری ها و توجه خریداران و حامیان هنری، سمت و سویی یک جانبه آنهم سوار بر موج مارکت سازان باشد و تنها به هنرمندان برند شده مارکت توجه شود باید منتظر عواقت و زیان های گرانی باشیم. فراموش نکنیم هنرمندان مشهور که همگی در سنین کهنسالی به موفقیت اقتصادی رسیده اند خود نسلی آسیب دیده از همین شرایط اند. معضلات تولید آثار جعلی، عدم کارشناسی صحیح و ارزیابی هنری و فقر نقد و نشریه هنری، آنچنان را آنچنان تر میکند و بدترین زیان که علایم آن در میان هنرمندان مشهود است سرخوردگی، افسردگی و احساس بیهودگی است و گالری های مستقل نیز برای ساختن بازار و شرایط فروش آثار هنرمندان در وضعیت دشواری بسر می برند وضعیتی شبیه شنا کردن بر خلاف رودخانه. یک گالری حرفه ای نقش مهمی در ارتباط صحیح بین هنرمند و خریدار و بازار فروش آثار هنری ایفا می کند. این در حالی است که شرایط مناسب برای کشف هنرمندان و ارایه آثارشان در میان گالری وجود ندارد.
بعضی از گالری ها از روی ناچاری مکان های خود را به هنرمندان اجاره می دهند و این خود، بی کیفیتی را در عرصه ارایه هنر سبب ساز میشود.
در واقع می توان گفت این یک روزمرگی در بحران هنری است که سالها همه ما دست بگریبان آنیم میدانیم و میبینیم.
هنرمندان، خصوصا هنرمندان جوان، سرمایه های مهم کشورند و شادی و امیدواری شان، شادی و امیدواری و عشق به جامعه می دهد و برنامه ریزی جهت کمک به این نسل دیده نشده در شرایط کنونی که از همه طرف کشور تحت فشارهای خارجی و فشارهای روانی و بحران های اقتصادی گوناگون است ضروری است.
اکسپوهای هنری جدی با مدیریت صحیح، مهمترین پایگاه ارایه آثار هنرمندان است و توسعه فضاهای فرهنگی و تخصیص بودجه جهت خرید آثار هنرمندان، انگیزه و امید دوباره به هنرمندان و به جامعه هنری افسرده کنونی می دهد. تشویق خریداران و حامیان هنری و بانک ها به حمایت از اکسپوها و نمایشگاههای گروهی یکی از راههای خروج از این بحران است.
تلاش در جهت ارتباط با اکسپوهای خارج از کشور نیز راه دیگری برای بهبود وضع اقتصادی هنرمندان می باشد.
آثار هنرمندان با اصالت و با کیفیت در کشورمان کم نیست و ارایه و فروش این آثار در اکسپوهای خارج از کشور، چه کشورهای همسایه و چه در کشورهای اروپایی بسیار لازم و ضروری است. آثاردر اکسپوها بیشتر و بهتر دیده می شود و فروش بازگشت ارز به کشور را میسر می کند. این نکته بسیار مهم است که آثار هنری زمانی بها پیدا می کند که دیده شوند، ارایه شوند و ارزش های آن نقد شود این امکان در اکسپوهای داخلی و خارجی بیشتر میسر است.

علی جمشیدی
نقاش و مدیر کالری شمس

[ad_2]

لینک منبع

آخرین وضعیت انجمن عکاسان تبلیغاتی و صنعتی/ به ما اعتماد کنید

[ad_1]

منبع: خبرگزاری مهر –

یداله ولی زاده رییس انجمن عکاسان تبلیغاتی و صنعتی ایران معتقد است عکاسی تبلیغاتی و صنعتی گرچه رشد خوبی داشته اما از حمایت نشدن توسط نهادها و ورود عکاسان بی تجربه به این عرصه لطمه می خورد.

رییس انجمن عکاسان تبلیغاتی و صنعتی ایران درباره فعالیت های این روزهای انجمن به خبرنگار مهر گفت: ما توان اصلی انجمن را روی به‌روز رسانی سایت انجمن گذاشته ایم و همه اتفاقات را در این فضا منعکس می کنیم. همچنین در عضوگیری فعال هستیم و برای اعضا تسهیلاتی در نظر گرفته ایم به طور مثال دوره های آموزشی و کلاس برگزار می کنیم.

وی با بیان اینکه عمده فعالیت های این انجمن در رویداد «۱۰ روز با عکاسان» تبلور می یابد، بیان کرد: ما سالی دو نمایشگاه بزرگ داریم که یک نمایشگاه از اعضا در همین رویداد «۱۰ روز با عکاسان» برگزار می شود و در یک روز از این ۱۰ روز ورک شاپ ها و سخنرانی های مربوط به عکاسی تبلیغاتی و صنعتی را داریم.

ولی زاده ادامه داد: یک نمایشگاه با نام «طعم عکس» هم برگزار می کنیم که امسال ۲۸ مهرماه در خانه هنرمندان ایران افتتاح می شود. در این نمایشگاه بخش بزرگی از اعضای انجمن و شاگردان خودم حضور دارند و تمرکزمان در این نمایشگاه بیشتر روی عکس های مفهومی تبلیغاتی است. البته در نمایشگاه اول تمرکز بیشتر روی عکس هایی بود که محصولی را معرفی می کنند.

وی در پاسخ به اینکه چرا عکاسی تبلیغاتی و صنعتی در مقایسه با سایر شاخه های عکاسی خصوصا عکاسی هنری جایگاه کمتری در فضاهای نمایشگاهی، تدریس و حتی رشد و توسعه عکاسی دارد، بیان کرد: در جامعه، عکاسی هنری جایگاه خوبی دارد ولی اینطور نیست که عکاسی تبلیغاتی و صنعتی تثبیت نشده باشد. ما هفت انجمن تخصصی عکاسی داریم که یکی از آنها انجمن ماست که این خود نشان از فعالیت عکاسان این حوزه است. من با بخش هایی از حرف شما موافقم و ممکن است فعالیت در حوزه ما خیلی چشمگیر نباشد اما به دلیل این نیست که توان عکاسان ما در این حوزه کم است بلکه این موضوع از این واقعیت نشات می گیرد که بسیاری از کسانی که این روزها عکاسی تبلیغاتی می کنند در واقع عکاس تبلیغاتی نیستند.

ارگان های دولتی در برگزاری جشنواره های تخصصی از ما مشورت هم نمی گیرند

رییس انجمن عکاسان تبلیغاتی و صنعتی ایران گفت: در هر ژانری که عکاسان به مشکل مالی برخورد می کنند عموما دو پروژه عکاسی تبلیغاتی را دست می گیرند و تنها به این شاخه به عنوان منبع درآمد نگاه می کنند. از سوی دیگر گمان می رود با خرید دو شاخه نور و زدن یک استودیو می توان ادعای عکاس تبلیغاتی بودن کرد.

وی ادامه داد: ما جایگاهمان را در این سال‌ها در جامعه پیدا کرده ایم اما کدام گالری دار قبول می کند عکس های تبلیغاتی در گالری اش به نمایش در بیاید؟ در حالی که ما سه سال است نمایشگاه «طعم عکس» را در خانه هنرمندان ایران برپا می کنیم و نشان دادیم قابلیت برپایی نمایشگاه در این عرصه وجود دارد.

ولی زاده با بیان انتقاد از بخش صنعت و فعالان تبلیغاتی اظهار کرد: اتفاق های خوب در عرصه عکاسی تبلیغاتی این است که به بازاریابی دست پیدا کنیم و اهالی صنعت و تبلیغات بدانند یک انجمنی با حضور متخصصان هست که می توانند در صورت لزوم به ما مراجعه کنند. در حال حاضر یک سری از عکاسان وارد پروژه هایی بزرگ می شوند و در میان راه می بینند توانایی اش را ندارند و به وجهه کار ما لطمه می خورد اما کارفرما می تواند به یک انجمن تخصصی اعتماد کند.

این عکاس ادامه داد: فرض کنید در حال حاضر مسابقه و جشنواره عکس در حوزه صنعت در حال برپایی است و ارگان دولتی مربوطه حتی برای مشورت نزد ما نیامده است. یعنی ارگان های دولتی حتی خودشان را از مشورت گرفتن از ما محروم می کنند آنهم در شرایطی که خیلی خوب ما را می شناسند. جشنواره ها منبع درآمد خوبی برای یک عده است به همین دلیل دوست ندارند پای انجمن به این جشنواره ها باز شود. جهاد دانشگاهی جشنواره صنعتی تبلیغاتی دارد که راسا اقدام به برپایی آن می کند و از حضور انجمن هم استقبالی نمی کند.

وی با بیان اینکه با وجود همه سنگ اندازی ها انجمن عکاسان تبلیغاتی و صنعتی ایران توانسته نقش موثری در حوزه عکاسی ایفا کند، گفت: ما به حمایت ارشاد نیاز داریم و با حق عضویت نمی توانیم پول برای اجاره ۱۰ میلیونی یک گالری برای برپایی نمایشگاه را بدهیم. برای بیمه کردن اعضا و دیگر مسایل صنفی هم مشکل داریم. مسئولان نباید از زیر بار مسئولیت خود شانه خالی کنند و بعد بگویند شما چه کار کرده اید! ما با این حق عضویت های ناچیز واقعا چه کار شاخصی می توانیم انجام دهیم؟ همه انجمن ها به نوعی به صورت محفلی اداره می شوند چون حمایت واقعی از آنها صورت نمی گیرد.

رییس انجمن عکاسان تبلیغاتی و صنعتی ایران در پایان یکی از مهمترین آسیب های حوزه عکاسی را اینطور بیان کرد: من تدریس می کنم و متوجه هستم که عکاسان جوان اطلاعات تکنیکال خوبی دارند اما نگاه هنرمندانه آنها باید تقویت شود تا تبدیل به آرتیست شوند.

آزاده سهرابی

[ad_2]

لینک منبع

عکاسی با تلفن همراه سواد بصری جامعه را بالا برده است

[ad_1]

منبع: خبرگزاری تسنیم –

ابراهیم حقیقی عضو انجمن بین‌المللی طراحان گرافیک گفت: یکی از مزیت‌های تلفن‌های هوشمند این است که عکس‌های واقعا خوبی می‌توان با آن‌ها گرفت و همین ابزار سبب شده که سواد بصری جامعه بالا برود.

ابراهیم حقیقی از عکاس باسابقه کشورمان در گفت‌و‌گو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران پویا با اشاره به برگزاری جشنواره عکس «هشت» ویژه عکاسی با تلفن همراه گفت: برای تولید هر اثری در حوزه هنرهای تجسمی ـ اعم از نقاشی، مجسمه‌ یا عکس ـ ابزار اصلا مهم نیست، مهم نوع نگاه و شکل دیدن است.

وی درباره استفاده از ابزارهای نوین برای خلق آثار هنری به ویژه در حوزه عکاسی اظهار داشت: تلفن همراه به عنوان یکی از ابزارهای نوین خیلی کمک کرده است، مخصوصا به جوان‌هایی که نمی‌توانند سراغ ابزارهای حرفه‌ای و گران‌قیمت بروند.

این هنرمند باسابقه ادامه داد: تلفن‌های همراه هر روز به دوربین‌های بهتری تجهیز می‌شوند و عکس‌های واقعا خوبی می‌توان با آن‌ها گرفت. همین ابزار سبب شده که سواد بصری جامعه بالا برود و این یکی از مزیت‌های آن است.

داور جشنواره‌های تجسمی با اشاره به رونق جشنواره‌های عکس موبایلی تأکید کرد: برگزاری جشنواره‌های عکس و خواستن عکس با هر یک از ابزارهای حرفه‌ای یا عمومی مانند تلفن همراه، هیچ ایرادی ندارد و به نظرم تفاوتی نمی‌کند، چون موضوع تربیت نگاه و چگونه دیدن و نحوه انتقال دادن آن چیزی است که من بهتر از دیگران دیده‌ام یا توانسته‌ام کشف کنم.

حقیقی در پایان خاطرنشان کرد: برای هر موضوعی که می‌تواند برای جامعه مفید واقع شود، می‌توان از کسانی که این ابزار مفید را در خدمت دارند،‌ عکس خواست و آن‌ها را نمایش داد و باز هم سواد بصری جامعه را بیشتر و بیشتر کرد.

بر اساس این گزارش، جشنواره عکس «هشت» ویژه عکاسی با تلفن همراه با محوریت فرهنگ زیارت است که در قالب یکی از مجموعه برنامه‌های پانزدهمین جشنواره بین‌المللی فرهنگی هنری امام رضا(ع) برگزار می‌شود. وجیه‌اله شیرمحمدی دبیر این جشنواره و نقش رویای بهشت متولی برگزاری این رویداد هنری است. آخرین مهلت ارسال اثر به جشنواره روز 10 تیرماه آتی اعلام شده و علاقه‌‌مندان برای کسب اطلاعات بیشتر و شرکت در جشنواره می‌توانند به وبسایت www.rbphoto.ir مراجعه کنند یا کانال تلگرامی جشنواره را با نشانی @eightphot دنبال کنند.

انتهای پیام/

 

[ad_2]

لینک منبع